هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )

534

سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )

رسيدند و دست چپ خود را بر شانهء راست او نهاده و به وى فرمودند : پيش رو كه راه برگشت ندارى و پرچم را از وى ستاند و به حسن سپرد امام حسن بر دشمن يورش برد و آنان را از گرد شتر ، پراكنده ساخت تا اينكه بالاخره به شتر رسيد و چشم او را مورد اصابت قرار داد سپس پرچم را به امام حسين سپرده و او نيز همچون كارى را كه برادرش كرده بود ، انجام داد و بسيارى از اين دست روايات كه تأكيد دارند آنها با امام على ( ع ) در نبردها شركت داشتند و از جان خود براى وى مايه مىگذاردند گواينكه او از اينكه آنها مورد ضربه قرار گيرند و به تعبير او با كشته شدن آنها ، نسل پيامبر قطع گردد بر آنها بيم داشت و گاهى هم مىفرمود : آنان فرزندان پيامبرند و محمد بن الحنفيه فرزند من است و گاهى ديگر مىفرمود : آنها دو چشم منند و محمد ( بن الحنفيه ) باز و دست منست و آدمى با دستان خود از دو چشم خويش ، دفاع مىكند . خلاصه آنكه امام حسن در زندگى سياسى و نظامى پدر شركت داشت و برخوردش با عثمان همان برخوردى بود كه پدر و بزرگان صحابه داشتند و هنگامى كه امير - المؤمنين ( ع ) رهسپار بصره گرديد و در ذى قار فرود آمد او را به اتفاق عمار ياسر و زيد بن - حومان و قيس بن سعد براى كمك طلبيدن از اهالى كوفه در جنگش با طلحة و زبير به آنجا فرستاد پيش از آن نيز هيئتى را به آنجا ارسال داشته بود كه ابو موسى با آنان از در مخالفت در آمده و به خواست امير المؤمنين پاسخ نداده بود . امام حسن باتفاق همراهانش به سمت كوفه رهسپار شد و هنگامى كه وارد شهر گرديدند اهالى از ايشان استقبال كردند و او نامهء پدرش را بر آنان خواند ابو موسى همان برخوردى را كه با اولين هيئت ارسالى داشت با اينان نيز داشت و حديثى از قول پيامبر جعل كرد تا مردم را از كمك رساندن به امير المؤمنين بازدارد و مدعى شد كه از پيامبر شنيده است كه مىفرمودند : پس از من فتنه‌اى برانگيخته خواهد شد كه در آن نشسته بهتر از ايستاده و خوابيده بهتر از نشسته است . عمار بن ياسر پاسخش داد و گفت : اگر اين درست باشد كه تو چنين سخنى از پيامبر شنيده‌اى منظور تنها تو بوده‌اى و بنابراين از خانه‌ات بيرون ميا ولى من خداى را گواه مىگيرم كه رسول خدا على ( ع ) را فرمان داد تا با عهدشكنان بجنگند و از ايشان گروهى را به نام برايم بازگفت و او را فرمان داد تا با كج‌انديشان و رو گردانان از حق بجنگد و اگر خواسته باشى گواهانى به حضورت مىآورم تا گواهى دهند كه پيامبر خدا تنها ترا از درگير شدن نهى كرده و از دخالت در فتنه ، بر حذر داشته است . و امام حسن ( ع ) به ترغيب مردم ( به جنگ ) ايستاد و پس از ستايش خدا و درود